تجربه زندگیم

تجربه زندگیم

I'm experiencing

<-BlogAuthor->
<-BlogAuthor->

اين وبلاگ حاصل تمامي عكس العملها و تجربيات من از بزرگترين تجربه زندگيم"دوبار عاشق يك نفر شدم" مي باشد. درست و غلط مسير و راههايي كه ميروم را نميدانم و فقط ميدانم كه نوشتن به من آرامش ميدهد. اما اين وبلاگ برايم بسيار با ارزش است چون واقعاَ در عمق قضيه قرار دارم و قصد دارم از تمام وقايع و اتفاقات مهم در اين وبلاگ بنويسم. چون گفتنی باشد، و همه عالم، از گیس من، درآویزد، که مگر نگویم...، اگرچه بعد از هزار سال باشد، این سخن، بدان کس برسد که من خواسته باشم!
ab_ghazal11@yahoo.com


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان تجربه زندگیم و آدرس santakiddy.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

http://santakiddy.loxblog.com/





پیوند ها

Mahtab

روانشناسی

دختران آفتاب

یوگای اندیشه

•.♥عــــ ــــق تنهــــ ـــایی♥.•

خیانت//سینا

مطالب اخير

فلسفه کانت

مبنای فلسفه اگزیستانس

تفنگت را زمین بگذار

جالبه!!!

نوشته های حسین پناهی

نگفته های دل من ( اردیبهشت 91)

مادرم روزت را تبریک می گویم

دلیل دوستیها... حسین پناهی

سخنی از دکتر علیرضا شیری

مهمترين عامل تهديد كننده سلامتي D;

Read this sentence very carefully

قدرتي كه نوشتن داره...

ساقی

عشق

آخر خط

من خوبم - تو خوبی

گاهی وقتا...

تبعات دلتنگیم

حالا خودم موندم چيكار كنم

نويسندگان

غزال

پیوند های روزانه

کوله بار زندگی

روانشناسی

مجله تحقیقات اقتصادی

سایت تخصصی مدیریت

دانلود مقاله

غذای روح

من و خدا

نیچه

ماجراهای یک دروغگوی خوش حافظه

دیباچه

پرایدفا

باغ آینه

خواندنی های فلسفی

مجله وازنا

انسان شناسی

فال حافظ

قالب های نازترین

جوک و اس ام اس

زیباترین سایت ایرانی

جدید ترین سایت عکس

نازترین عکسهای ایرانی

بهترین سرویس وبلاگ دهی

وبلاگ دهی LoxBlog.Com

امكانات جانبي

RSS 2.0

ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 83
بازدید دیروز : 112
بازدید هفته : 549
بازدید ماه : 2491
بازدید کل : 36517
تعداد مطالب : 275
تعداد نظرات : 192
تعداد آنلاین : 7


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

مبنای فلسفه اگزیستانس

«مي‌گويند مرد حواس پرتي بود كه از شدت حواس پرتي، حتي ملتفت نبود كه وجود دارد، تا اين كه يك روز صبح از خواب برخاست در حالي كه دريافت كه مرده است!»

سه شنبه 26 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

تفنگت را زمین بگذار

چيزى رو كه ميخواى، اگه بخواى با چنگ و دندون به دستش بيارى، بايد با چنگ و دندون هم نگهش دارى. و اگه بخواى با آرامش به دست بياريش، با آرامش هم پيشت مى مونه.

 

(از وبلاگ دوست عزیزم دروغگوی خوش حافظه)

سه شنبه 26 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

جالبه!!!

اینکه دارم میگم برام جالبه، به معنی غیرممکن بودن اون مسئله از نظر من نیست.

فقط چون برام جالبه دوست دارم نقل قول کنم تا بدونم نظر دوستای دیگم چیه؟!!

من مثل هر آدم معمولی و نرمال دیگه ای که یه پدر و مادر داره و یه خانواده  تو این دنیا دارم  زندگی میکنم

حالا بنا بر خیلی شرایط و اتفاقات یک سری عقاید، اعتقادات(مذهبی-غیر مذهبی و یا هرچی) ، آرزوها، رویاها و.... در سرم دارم.

حالا این برام جالبه که عده ای از آدما حس میکنن من نمیفهمم و اونها دارن چیزی را می بینن(هرچند که نمیبینن) و یا میدونن که من نوعی از اون بی اطلاعم و یا اگر هم اطلاع دارم نسبت بهش بی اهمیت هستم.

این جالبه که عده ای تو زندگیشون نقش ناجی را انتخاب میکنن و ممکن است حتی شخصی را از ناملایمات زندگی نجات دهند اما وقتی به خودشون میان میبینن که از لذات و زمان حال که فقط و فقط به خودشون تعلق داشته غافل شدند و خودشون با ناشیانه ترین روش به سمت یه مسیر بی هدف و بی نتیجه رفته اند.

مثلاَ جا موندن یکی از دوستام از یکی از امتحاناش

آخه یکی بیاد به این دوست عزیز من بگه که مگه من ازش خواسته بودم تا در مورد مسئله ای (بسیار غیر ضروری از نظر من و به خیال خودش به خاطر خیر و صلاح یا شایدم هدایت من به راه راست) انقدر زمان بذاره؟!!!

 

سه شنبه 26 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

مادرم روزت را تبریک می گویم

هرچند که مرا نابود کردی

هرچند که در حقم کاری کردی که حتی دشمنم هم در حقم نکرد

هرچند ........

اما میدانم که نمی دانستی داری در حقم چه میکنی

روزت مبارک

شنبه 23 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

دلیل دوستیها... حسین پناهی

اگر دلیل دوستی ها صرفا دانش آدم ها باشد ، کتابخانه ها بهترین دوست در دوستی اند ، چرا که پای دلت را لگد نمی کنند و قند و چاییت را هدر نمی دهند و به موقع ساکتند و به موقع حرف می زنند ...
حسین پناهی

شنبه 16 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

سخنی از دکتر علیرضا شیری


ادامه مطلب

سه شنبه 12 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

مهمترين عامل تهديد كننده سلامتي D;

وودکا+ یخ ... کلیه ها متلاشی میشه !
عرق + یخ ... کبد خراب میشه !
تکیلا + یخ ... مغز داغون میشه !
ویسکی + یخ ... قلب فنا میشه !

.

.

.

.

.
این یخ لعنتی سلامتی ما رو تهدید میکنه !

سه شنبه 12 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

Read this sentence very carefully

"To get something you never had, you have to do something you never did" When God takes something from your grasp. He's not punishing you, but merely opening your hands to receive something better.

"The will of God will never take you where the Grace of God will not protect you."  Something good will happen to you today, something that you have been waiting to hear.

'God our Father, walk through my house and take away all my worries and illnesses and please watch over and heal my family in your name, Amen.'  This prayer is so powerful

سه شنبه 12 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

قدرتي كه نوشتن داره...

الحق كه نوشتن به من قدرت ميده

قدرتي كه تونستم باهاش فراموش كه نه، اما آرامشم را بدست بيارم

قدرتي كه هميشه جاودان است و باعث ميشه گذشته هاي خوب و بدم را فراموش نكنم

 

شنبه 9 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

ساقی

پیمانه را بشکسته ای باغیرمن بنشسته ای

                                        خواهم روم از این دیار از این دیار عاشقان

آنجاکه عشق مستی کند یاری دهد رستی کند

                                               آنوقت دلم راض کند بایادتوبازی کند

افسوس که آنوقت نیستی ، آردبه تو بادصبا

                                           شایدبه یادت یادما آنگه چنان زاری کند

کوبی به دیوار روی خود سرمی زنی بر جوی خود

                                   خواهی که طنازی کنی برغیرمن سازی کنی

هو را طلب کردی و تو ازاو ندانستی سخن

                               درس خدا درس وفاست این آشنا آشنای ماست

دیگر نمی بخشم تورا ، با این دلم خون کرده ای

                       حتی اگرآن هوی تو آن هوی من خواهد که از تو بگذرم

                                 دیگر نمی بخشم تورا

شنبه 9 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

عشق

Hope

freeee

love

پنج شنبه 7 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

آخر خط

خوبیش همین است. من سالهای سال خیانتهای زیادی در ذهنم به آدمها میکنم ..یا برای سرگرمی - یا انتقام -- یا شاید یاداوری از یاد رفتگان

دو شنبه 4 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

من خوبم - تو خوبی

من خوبم<======> تو خوبي

اين يه رابطه دوطرفه برنده-برنده است

پس من سعي ميكنم تو خوب باشي تا خودم هم خوب باشم..

 

یک شنبه 3 ارديبهشت 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد


گروه اینترنتی golbarg

چه تـــلـــخ است
با بــــغـــض بنویسی
با خــنـــــده بخوانند

 


ادامه مطلب

دو شنبه 28 فروردين 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

گاهی وقتا...

گاهی وقتا،

توی زندگی آدما لحظه ای متولد می شه،

که روح آونا رو وسیع تر از آسمون و رقیق تر از بارون می کنه.

مثل وقتی که دل شون خیلی براش تنگ می شه.

این جور موقعا،

آدما حاضرن همه هستی شون رو بدن تا

بتوونن درست راس همون لحظه دلتنگی،اون فرد رو ببینن!

گاهی وقتا،

آدما خیلی از هم فاصله دارن،

چیزی حدود هزار سال نوری!

این جور موقعا،

حاضرن همه هستی شون رو بدن

تا

برای یک لحظه نزدیک هم باشن،

بتونن طعم صدای همدیگرو

مزه مزه کنن،

لهجه نگاه همدیگر و با تموم وجود حس کنن و....

گاهی وقتا،

آدما می توونن بعد از قرن ها،

برای چند لحظه،

دوست داشتنی ترین فرد

زندگی شون رو ببینن.

این جور موقعا،

حاضرن همه هستی شون رو بدن

تا

زمان برای همیشه متوقف بشه!

می خوام فقط یه چیزی رو بدونی،

فقط یه چیزو:

تمام گاهی وقتای زندگی آدما،

همیشه های زندگی منه!!!

یک شنبه 27 فروردين 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

تبعات دلتنگیم

دلتنگ که باشی آدم دیگری می‌شوی
خشن‌تر ، عصبی‌تر ، کلافه‌تر و تلخ‌تر ...
و جالب‌تر این‌که با اطرافیانت کاری نداری........
همه اش را نگه می داری.........
و دقیقا سر همان کسی خالی می‌کنی که دلتنگ اش هستی.........!!!

یک شنبه 27 فروردين 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

حالا خودم موندم چيكار كنم

اگرچه رفتن به خيلي جاها و يادگيري خيلي چيزا ميتونه مفيد باشه و راهنماي خوبي به نظر بياد، اما وقتي تو شرايط بدي قرار ميگيرم با خودم ميگم حالا چيكار بايد انجام بدم!!! و انگار كه خالي از همه فراگرفته هايم ميشوم.

 

مثل اون زماني كه داشتم رانندگي ميكردم ، كاري كه حداقل 10 ساله دارم به طور مستمر انجامش ميدم و با آگاهي از تك تك قوانين رانندگي، لحظه اي كه اون راننده مست از پشت به ماشينم زد و مخصوصاً چندين بار ديگه به تكرار اين كار پرداخت ، يادم رفت گاز و كلاچ چي هستن و براي يك لحظه فقط فرمان به دست جيغ ميكشيدم.

تا اينكه كم كم مغزم لود كرد و يادم اومد كي هستم و سوار چي شدم و چجوري بايد رانندگي كنم.

 

اين اتفاق هرچند كه هيچ خسارت مالي و جاني برام نداشت اما تجربه جالبي بود.

 

پس بايد براي مقابله با هر اتفاقي چيزي فراتر از يادگرفته هايم شوم. چيزي كه شايد بشه به اون آرامش و بيخيال شدن و يا حتي به زبان عاميانه تر سيب زميني شدن بگن.

در اين مورد فهميدم زماني كه شوك ميشم براي لحظه اي همه چي از يادم ميره و بعد از اون مسيرم را پيدا ميكنم و اين در حالي هست كه از تكرار انجام اون عمل ترسي ته وجودم را فرا ميگيره.

 

من براي ريختن ترسم دوباره با سرعت خيلي  بالا رانندگي كردم و زمان احساس خطر ديگه هراسان نشدم.

الان احساس ميكنم روحم بزرگ شده و مثل يه مدير بالغ و توانا داره زندگيمو به بهترين حالت ممكن پيش ميبره. خوشحالم كه تو مسير خطر ناكي قرار گرفتم چون از اين به بعد حداقل تا اين حد خطر را پذيرا هستم و توانايي مقابله با اون را دارم.

 

تو مسير زندگيم هم چون دوبار عاشق شدم و هر دوبارش هم شكست خوردم خوشحالم، البته هنوز در شوك ماجرا هستم و فعلاً قصد عاشق شدن ندارم. اما اگر فرد لايقي را بشناسم حتماً عاشق ميشم و از عاشق شدن دوباره نميترسم هرچند كه ازش دوبار مداوم هم شكست  بخورم!!!

 

 

 

 

 

 

شنبه 26 فروردين 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

راه زندگی

 قبول داری بعضی وقتا دست خودت نیست که با چه چیزایی همسفر میشی؟

آیا این هم مسیر شدن با شرارتها و یا خوبیها دست شانسه یا دست خودمونه؟

.

.

.

اگه دست شانسه، پس من....

نه شایدم خوش شانسم و قرار بوده یه اتفاق بدتری برام بیفته و این بد شانسیای ظاهری جرقه ای بوده برای جلوگیری از صاعقه بزرگ و گاهی اوقات این جرقه ما را به جایی نزدیکتر به موفقیت پرتاب میکنه و این پرت شدنه در ظاهر، بد شانسی به نظر میاد.

 

خدایا شکرت میکنم

اگر خوش شانسیه، اگر بد شانسیه، اگر اگر امتحان الهیه و یا هر چیز دیگه ای باشه و از طرف خدا باشه ، از ته قلبم قبول دارم و خدای عزیزم را به خاطر همه چیز شاکرم و از خدای عزیزم طلب آرامش و بخشش را دارم.

دو شنبه 21 فروردين 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

جمله ای تامل برانگیز از دکتر علی شریعتی

 
خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید
 
پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد
 
دکتر علی شریعتی

یک شنبه 20 فروردين 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

مکالمه ای بین لئوناردو باف و دالايى‌لاما


 
لئوناردو باف يک پژوشگر دينى معروف در برزيل است. متن زير، نوشته اوست:
 
در ميزگردى که درباره «دين و آزادى» برپا شده بود و دالايى‌لاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از او پرسيدم: عالى جناب، بهترين دين کدام است؟
 
...خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودايى» يا «اديان شرقى که خيلى قديمى‌تر از مسيحيت هستند.»
 
دالايى‌لاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خيره شد ... و آنگاه گفت:
 
«بهترين دين، آن است که از شما آدم بهترى بسازد.»
 
من که از چنين پاسخ خردمندانه‌اى شرمنده شده بودم، پرسيدم:
 
آنچه مرا انسان بهترى مى‌سازد چيست؟
 
او پاسخ داد:
 
«هر چيز که شما را دل‌رحم‌تر، فهميده‌تر، مستقل‌تر، بى‌طرف‌تر، بامحبت‌تر، انسان دوست‌تر، با مسئوليت‌تر و اخلاقى‌تر سازد.
 
دينى که اين کار را براى شما بکند، بهترين دين است»
 
من لحظه‌اى ساکت ماندم و به حرف‌هاى خردمندانة او انديشيدم. به نظر من پيامى که در پشت حرف‌هاى او قرار دارد چنين است:
 
دوست من! اين که تو به چه دينى اعتقاد دارى و يا اين که اصلاً به هيچ دينى اعتقاد ندارى، براى من اهميت ندارد. آنچه براى من اهميت دارد، رفتار تو در خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است.
 
به ياد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال و افکار ماست.
 
قانون عمل و عکس‌العمل فقط منحصر به فيزيک نيست. در روابط انسانى هم صادق است.
 
اگر خوبى کنى، خوبى مى‌بينى
 
و اگر بدى کنى، بدى.
 
هميشه چيزهايى را به دست خواهى آورد که براى ديگران نيز همان‌ها را آرزو کنى.
 
شاد بودن، هدف نيست. يک انتخاب است.
 
«هيچ دينى بالاتر از حقيقت وجود ندارد.»

شنبه 19 فروردين 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

جشن فرودینگان

 فروردین روز از فرودین را درود و تبریک میگویم و در جشن فروردینگان بهترین آرزوها را برای خودم، خانوادم، دوستان و تمام انسانهای دنیا دارم.

در این لحظه خواستار عشق، دوستی، محبت، لطف بیکران خداوند، سلامت، زیبایی، ارتباط و دوستیهای خوب و درست، موفقیت ، آرامش، گذشت، صبر، مهربانی، جشن وخنده و پایکوبی هستم....

 

 

شنبه 19 فروردين 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

مطلب شماره250- آخرین دقایق سال 1390

امروز از ساعت 12 ظهر  رفتم بیرون، اول رفتم دکتر، بعد اومدم خونه در حدود 1 ساعت ناهار خوردم و آرایش کردم و بعدش دوستان جدیدم را دیدم و با اونها گپی زدم و سپس به خونه مهسای عزیزم و مصطفی رفتم و تا همین الان که ساعت 5 صبح 01 فروردین سال 1391حساب میشه با هم بیرون بودیم و از سکوت و خلوت شب لذت بردیم.

با وجود اینکه امروز از وضعیت جسمانی خوبی برخوردار نبودم و مجبور شدم که دکتر برم، اما از نظر روحی آرامش بسیار زیادی را در اعماق وجودم احساس میکنم.

بارها و بارها  خدای مهربونم را بابت همه داشته ها و نداشته هایم سپاس گفتم و میدانم همه پیشامدها از برکت وجود اوست. پس ای دوست دعایم اینست"الهی باز هم مثل گذشته سپاسم را بپذیر و مرا جزء یکی از کوچکترین قدردانان خودت به حساب بیاور."

این لحظات از بهترین و متعادل ترین انرژی های موجود در کائنات برخوردار بوده و انرژی نوشتن را در انگشتانم جاری نموده است.

امیدوارم توانسته باشم مطالب مفیدی را کنار هم قرار بدم تا یک هارمونی از تجربه ام به دست شما عزیزانم برسد.در این لحظه مقدس از تمامی دوستانم که مطالبم را خواندند، نظر دادند و یا نقد کردند نهایت تشکر را دارم و برای تمامی عزیزانم دعایی به جز آرامش، صلح، وفا، دوستی و موفقیت ندارم .

سه شنبه 1 فروردين 1391,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

عشق قدیمیم

وقتی نوشته بودم:

 

          

          """سوگندبه تمام عشق های پاک وآسمانی!!!

   که هیچ گاه تو ازدل وقلب من نروی

 

 فقط به امید تو نازنینم نفس می کشم وزنده ام."""

 

فکر چنین روزی را نکرده بودم.

 

من تورا به وسعت تمام قلب هایی که در خود عشقی دارند

 

وبه امید او می تپد دوست داشتم.

 

تمام ترس من به خاطر ازدست دادن تو بود وحالا که ترا ازدست داداه ام

 

دیگر هیچ ترسی ندارم.

 

حالا فقط خاطره ها باقی مانده،حسرت لحظه هایمان

 

لحظه هایی که می توانستیم باهم باشیم وباهم نبودیم

 

لحظه هایی که می توانستیم عاشق باشیم وعاشق نبودیم.

 

حالافقط حسرت وخاطره،همین!!!

جمعه 26 اسفند 1390,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

دعای وصال

بیا ساقی و می بر ما روا کن            نظر بر حال و عشق این گدا کن

بیا که حال من زارست و ویران            من و معشوقه را بر هم روا کن

چو نذری کرده ام در این شب تار            بیا و نذر من را تو ادا کن

بگفتا وعظی از داخل که امشب            ز تار دل تو آهنگ صبا کن

بگفتم او نداند عاشقم من            تو او را با غم من آشنا کن

بگفتا گر بخواهی وصل او را            به کوی میکده امشب دعا کن

سبوی جان بزن در خم باده            بنوش و تا ابد خدا خدا کن

شب و تنهایی و غم های مجنون            خدایا درد هجران را دوا کن

جمعه 26 اسفند 1390,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

زنده باد زندگي

"به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر سفر نكنی، اگر كتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نكنی. به آرامی آغاز به مردن می‌كنی زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی، وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند. به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر برده عادات خود شوی، اگر همیشه از یك راه تكراری بروی، اگر روزمرّگی را تغییر ندهی، اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی، یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی. تو به آرامی آغاز به مردن میكنی اگر از شور و حرارت، از احساسات سركش، و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند، و ضربان قلبت را تندتر می‌كنند، دوری كنی. تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر هنگامی كه با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نكنی، اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی، اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی، كه حداقل یك بار در تمام زندگیت ورای مصلحت‌اندیشی بروی. امروز زندگی را آغاز كن! امروز مخاطره كن! امروز كاری كن! نگذار كه به آرامی بمیری! شادی را فراموش نكن".
 

چهار شنبه 17 اسفند 1390,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

حضرت سلیمان و مور

گروه اینترنتی قلب من

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...

تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...

 
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛

خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که
 خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.

شنبه 6 اسفند 1390,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

دو رويي...!!!

از دورويي بيزارم

اما چاره اي جز تحمل ندارم

ديشب كتاب "خط سوم" را ميخوندم كه جمله جالبي در آن نظرم را جلب كرد.

مفهوم آن سخن زيباي شمس تبريزي اين بود كه : ايكاش ما آدمها 2 بار متولد ميشديم  تا در زندگي دوممون ميدونستيم به كدوم يكي از دوستامون اطمينان كنيم و يا با كدومشون قطع رابطه كنيم!!!

 

اگر من دوباره بدنيا بيام:

اولاً تا جايي كه انرژي دارم سعي ميكنم بدنيا نيام! اما اگر من دوباره بدنيا بيام:

يا تو اين دوره بدنيا نميام و يا تو اين كشور بدنيا نميام

با 90% دوستايي هم كه داشتم و دارم ، هرگز و تحت هيچ شرايطي دوست نميشم

با هيچ پسري دوست نميشم

از استعدادام به طور بهينه استفاده ميكنم

خودم را وقف هيچ شخصي نميكنم

از همون بچگي ميرم سراغ يادگيري و كسب تجربه

فرهيخته ميشم

عرفان را ياد ميگيرم

سعي ميكنم فلسفه را تا حدي بفهمم

به هيچ ديني نخواهم ماند و به جاي آن به ستاره شناسي  نجوم مشغول ميشم

از زندگيم لذت ميبرم

سعي ميكنم هر روز چيزاي جديدي را ياد بگيرم

و....

 

 

شنبه 29 بهمن 1390,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

راز هستي-2

فهرست
۱- روند تاریخی نظریه ی “مهبانگ”
۲- سرگذشت کلی کیهان
۳- زیربناهای نظری
۴- گواه مشاهداتی
۵- قانون انبساط هابل
۶- تابع ریزموج زمینه‌ی کیهانی
۷- فراوانی عنصرهای نخستین
۸- پراکندگی و فرضیه‌ی پراکندگی کهکشانی
۹- ویژگی‌ها، پیامدها، و دشواری‌ها
۱۰- مساله ی کران (خط افق)
۱۱- مساله‌ی تختی (همواری)
۱۲- تک‌قطبی‌های مغناطیسی
۱۳- بی‌تقارنی باریونی
۱۴- عمر خوشه‌ی کروی
۱۵- ماده‌ی تاریک
۱۶- انرژی تاریک
۱۷- جهان آینده باتوجه به نظریه‌ی مهبانگ
۱۸- فیزیک نظری فراتر از مهبانگ
۱۹- تفسیرهای دینی و فلسفی


ادامه مطلب

شنبه 29 بهمن 1390,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

راز هستي-1

چرا ستارگان می درخشند؟

کهکشانه ها چیستند؟

آیا ( انفجار بزرگ) یا ( انفجار اولیه) واقعا وجود داشته است؟

عالم در ابتدا چگونه به نظر می آمد؟

عناصر اصلی حیات زمینی چه زمانی پدیدار شد؟

آیا عالم همواره در حال انبساط خواهد بود؟


ادامه مطلب

شنبه 29 بهمن 1390,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد

وردی که بره ها می خوانند ، رضا قاسمی

چند جمله از زيباترينهاي اين داستان را نوشتم:

 

(( ...چرا هیچ خلوت عاشقانه ای خلوت نیست ؟ ازدحام جمعیت است در تختخوابی  دو نفره ؟ چرا هرکس چند نفر است ، با چهره هایی گوناگون ؟...))

.

.

.

.

(( ... راستش اگر هنوز زنده ام ، اگر گاه به گاه فکر می کنم که پرم از جنبش حیات ، فقط و فقط مال بی جربزگی ست ))

.

.

.

.

((... همان وردی که بره ها می خوانند وقتی پیشانیشان حنا می بندند تا بعد ببرندشان به قربانگاه . همان وردی که من می خوانم ... چون همیشه چیزی در من هست که اضافی ست ))

.

.

.

.

(( سه تار ساز اختناق است ، ویولن ساز دموکراسی ))

سه شنبه 25 بهمن 1390برچسب:وردی که بره ها می خوانند,رضا قاسمی,

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 صفحه بعد